تبليغاتX
انجمن علمی دانشکده شیمی صنعتی اصفهان

انجمن علمی دانشکده شیمی صنعتی اصفهان

ترکیبات شیمیایی عسل

 ترکیبات شیمیایی عسل

ترکیبات شیمیایی عسل متنوع و پیچیده است . ترکیب عسل هایی که منشا گیاهی دارند فرق می کند. چهار پنجم وزن عسل را کربو هیدرات ( مواد قندی نشاسته ای ) تشکیل می دهد و بقیه آن عبارتند از : پروتئین ، املاح معدنی ، عناصر معطر ، آنزیم ها ، ویتامین ها ، گرده گل ( پولن گیاهی ) و مقدار کمی آب .

قندها

بیش از ۹۵% بخش جامد عسل را کربو هیدرات ها تشکیل می دهند که عمدتا قندهای ساده یا مونو ساکارید ها میباشند مانند گلوکز (دگستروز) و لوولوز (مزوگتوز) که به ترتیب تقریبا ۴۰% و ۳۴% عسل را تشکیل می دهند. علاوه بر قندهای ساده فوق قندهای مرکب دیگری (پلی ساکاریدها) که از دو یا سه قند ساده درست شده اند در عسل وجود دارد، مانند مالتوز، ساکارز، لاکتوز، و همچنین قندهای ایزومالتوز، نیگروز، تورانوز، مالتولوز، کوجیبوز، ترهالوز آلفا و بتا، جنتیوبیوز، رافینوز، رامیناربیوز، مالتوتریوز، کستوز، پانوز، ایزومالتوزیل گلوکز، ارلوز، ایزومالتوسیل تریوز، تندروز، سنتوز، ایزوپانوز، ایزومالتوسیسلتترااوز و ایزومالتوزیل پنتائوز. مالتوز به مقدار کم و ساکارز ( قند معمولی ) با اینکه با غلظت زیاد در شهد یافت می شود ، در حدود ۱ تا ۲ درصد عسل را تشکیل می دهد . این قند در اثر آنزیمی به نام انورتاز که مهمترین آنزیم موجود در عسل است و از غده بزاقی زنبور ترشح می شود به قندهای ساده یعنی گلوکز و لوولوز تبدیل می شود. در عسل معمولا میزان فروکتوز یا لوولوز (L) بیش از مقدار گلوکز یا دکستروز (D) است و نسبت لوولوز به دکستروز (L / D) بالاتر از یک است و شیرینی، انرژی و ویژگی های فیزیکی عسل بیشتر مربوط به این دو قند است. لوولوز ( قند میوه ) از شیرین ترین قندهای طبیعی است که ( ۱/۷ بار شیرین تر از ساکارز )قند نیشکر و ۲ تا ۲/۵ بار شیرین تر از گلوکز (قند انگور) می باشد. جداسازی کربو هیدرات های عسل کار مشکلی است و تا سال ۱۹۴۵ روش دقیقی برای اندازه گیری گلوکز و فروکتوز وجود نداشت . امروزه جداسازی و تعیین دقیق میزان ترکیبات قندی عسل بوسیله روش و دستگاه پیچیده ( high Performance Liquid Chromatography ( HPLC امکان پذیر است .

اسیدها

اسیدهای عسل به دلیل شیرینی زیاد آن به خوبی در دهان احساس نمی شوند با این حال اسید ها نقش مهمی در طعم عسل دارند. اسیدهای موجود در عسل عبارتند از: اسید فرمیک، اسید استیک، اسید بوتیریک، اسید مالیک، اسید ساکینیک، اسید گلوکنیک، اسید لاکتیک و اسید پیروگلوتامیک. اصلی ترین اسید در عسل اسید گلوکنیک است که از تاثیر آنزیم گلوکزاکسیداز بر گلوکز تولید می شود. میزان تغییرات اسید گلوکنیک احتمالا چگونگی تبدیل کامل شهد به عسل در شرایط مختلف محیطی، داخل کندو و میزان مقاومت و تراکم قند شهد را نشان می دهد. اسیدیته عسل معمولا بین ۳٫۲ تا ۴٫۵ بوده که معادل PH سرکه ضعیف است.
آنزیمها

آنزیمها مواد پیچیده ای از پروتئین ها هستند که در سلولهای زنده تشکیل شده و در فعل و انفعالات حیاتی موجودات نقش مهمی را بر عهده دارند. عسل حاوی آنزیمهای مختلفی است:

۱- اینورتاز: این آنزیم از غده بزاقی زنبور ترشح و ساکارز موجود در شهد گل را به گلوکز و لوولوز تبدیل می نماید. فعالیت اینورتازها و دیاستازها موجب تشکیل هیدروکسی متیل فورفورال (H,M,F) در عسل می شود.
.
۲- گلوکزاکسیداز: این آنزیم از غدد شیری زنبور عسل ترشح می شود؛ گلوکز را اکسید کرده و آن را اسید گلوکونیک و پراکسید هیدروژن تبدیل می کند.
.
۳- دیاستاز: این آنزیم که نشاسته را از بین می برد؛ توسط زنبور طی عمل آوری به شهد افزوده می شود. طرز عمل این آنزیم شناخته شده نیست زیرا شهد نشاسته ندارد.
به جز آنزیمهای فوق آنزیمهای اندکی در عسل وجود دارند مثل کاتالاز که پر اکسید هیدروژن را از بین می برد و اسید فسفاتاز که فسفات را از فسفاتهای ارگانیک جدا می کند. آنزیم اینهیبین (Inhibine) در عسل خاصیت باکتری کشی دارد و از رشد باکتری در عسل جلوگیری می کند.
آنزیمهای عسل به مرور زمان و در اثر حرارت کاهش یافته و ممکن است از بین بروند.

ویتامین ها

اگر چه ویتامین ها در عسل به مقدار کمی وجود دارند اما از اهمیت زیادی برخوردارند؛ زیرا آنها مخلوط با کربوهیدرات ها، املاح معدنی و اسیدهای آلی می باشند. مقدار ویتامینهای موجود در عسل بستگی به مقدار گرده گل دارد که توسط زنبوران عسل به آن افزوده می شوند.
مواد معدنی

مواد معدنی در عسل بطور متوسط ۰٫۱۷ درصد است و بیشترین عناصر عسل بترتیب عبارتند از: پتاسیم، کلسیم، سدیم، فسفر، منیزیم، آهن، مس و سرب. عسل های تیره رنگ مواد معدنی بیشتری در مقایسه با عسل های روشن دارند.

پروتئین ها و اسیدهای آمینه

مقدار کمی پروتئین و اسید آمینه در عسل وجود دارد که هم منشا گیاهی دارد و هم توسط زنبور تولید می شود. در عسل ۱۶ اسید آمینه وجود دارد ( اسید اسپارتیک، اسید گلوتامیک، پرولین،گلیسین، آلائین، سیستئین، والین، ایزولوسین، تروئین، فنیل آلائین، لیزین، اورنیتین، هیستیدین، آژرنین، متیونین و لوسین ) و حدودا ۰٫۰۵ درصد نیتروژن در عسل وحود دارد.

آیا روشی برای تشخیص عسل واقعی از تقلبی وجود داد؟
تنها راه شناسایی دقیق عسل های طبیعی وتقلبی استفاده از روش های آزمایشگاهی است. بین عامه مردم متداول است که به صورت تجربی با استفاده از برخی خواص فیزیکی عسل مانند چسبندگی ، غلظت ، خاصیت جذب آب ، کشش سطحی ، خواص گرمایی ، رنگ عسل و کریستاله شدن ، طبیعی بودن عسل را تشخیص دهند. استفاده از این روشها برای شناسایی عسل روشهای مطمئنی نیستند .
برای مثال استفاده از خاصیت چسبندگی عسل که روشی ساده برای تشخیص احتمالی عسل طبیعی ذکر می گردد برای عسل ها ی مرکبات که درصد آب بالایی دارند نتیجه درستی در پی نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 11:47  توسط ف.فرخیان  | 

کانی

كاني ماده‌ي طبيعي، غيرآلي، بلوري و جامد است كه در تركيب سنگ‌هاي پوسته‌ي زمين يافت مي‌شود. برخي كاني‌ها از يك عنصر خالص و بسياري از آن‌ها از دو يا چند عنصر درست شده‌اند. در هر صورت، كاني‌ها تركيب شيميايي معيني دارند. واژه‌ي كاني از واژه‌ي فارسي كان گرفته شده است كه در زبان عربي به آن معدن گفته مي‌شود. بنابراين، كاني به ماده‌اي گفته مي‌شود كه به طور طبيعي از معدن(كان) به دست مي‌آيد و معدن بخشي از پوسته‌اي زمين است كه در آن‌جا به اندازه‌ي چشم‌گيري، كاني يافت مي‌شود. موادي مانند شيشه، چيني، آلياژ‌هاي گوناگون، كه انسان‌ آن‌ها را ساخته است، و موادي مانند مرواريد صدف، استخوان، عاج و بسياري ديگر، كه جان‌داران مي‌سازند، كاني نيستند.  

شكل‌گيري كاني‌ها

كاني‌ها از پيوندهاي گوناگون بين اتم‌هاي عنصرها به وجود مي‌آيند. تا كنون 92 عنصر در طبيعت شناسايي شده است. از بين اين 92 عنصر طبيعي، 8 عنصر اكسيژن، سيليسيوم، آلومينيوم، آهن، كلسيم، سديم، پتاسيم، و منيزيم، حدود 5/98 درصد كاني‌ها را مي‌سازند. از تركيب‌شدن اين عنصرها با هم، كاني‌ها گوناگوني به وجود مي‌آيد. براي مثال، از تركيب شدن اكسيژن با سيليسيوم، اكسيد سيليسيوم SiO2 (كوارتز) و از تركيب‌شدن اكسيژن، سيليسيوم، منيزيم و آهن، الوين( FeMgSi2 ) به دست مي‌آيد.

كاني‌ها علاوه بر اين كه از نظر تركيب شيميايي با هم تفاوت دارند، از نظر شكل ظاهري، رنگ، اندازه و ديگر ويژگي‌ها نيز تفاوت‌هاي زيادي با هم دارند. اين تفاوت‌ها از چگونگي شكل‌گيري آن‌ها برمي‌خيزد. برخي كاني‌ها از سرد شدن ماده‌ي مذاب به دست مي‌آيند. همه‌ي كاني‌هاي سنگ‌هاي آذرين، مانند كوارتز، فلدسپات، ميكا و الوين، اين گونه به وجود مي‌آيند.

برخي ديگر از كاني‌ها از سرد شدن بخار در سطح سنگ‌ها يا شكاف‌هاي موجود در آن‌ها به وجود مي‌آيند. سرد شدن گاز گوگرد در قله‌هاي آتش‌فشاني دماوند و تفتان، نمونه‌اي از اين فرايند است. كاني‌ها ديگري از بخار شدن محلول‌هايي به وجود مي‌ايند كه به اندازه‌ي اشباع رسيده‌اند. براي مثال، از بخار شدن آرام‌ درياچه‌هاي مركزي ايران، نمك و گچ به دست مي‌آيد.

برخي كاني‌ها از واكنش‌هاي شيميايي يون‌ها در آب به وجود مي‌آيند. براي مثال، در درياهاي گرم، يون كلسيم(+2 Ca) با يون كربنات(+CO32)تركيب مي‌شود و كاني كلسيت(CaCO3) ته‌نشين مي‌شود. برخي كاني‌ها نيز پيامد تخريب شيميايي كاني‌ها ديگر هستند. براي مثال، از تجزيه‌ي شيميايي فلدسپات‌ها، كاني‌هاي رستي(كاني‌هاي تشكيل‌دهنده‌ي خاك) به وجود مي‌آيند.

شناسايي كاني‌ها

زمين‌شناسان براي شناسايي كاني‌ها از روش‌هاي گوناگوني، مانند رنگ‌ شعله، طيف نوري، ميكروسكوپ‌هاي پلاريزان، ميكروسكوپ الكتروني و پرتو ايكس، بهره مي‌گيرند.

رنگ‌شعله. در اين روش تكه‌اي از كاني يا پودر آن را روي شعله نگه مي‌دارند و با دستگاهي به آن مي‌دمند. با تغيير رنگي كه در شعله پديد مي‌آيد، مي‌توان برخي از كاني‌ها را شناسايي كرد. سديم رنگ زرد، پتاسيم رنگ نارنجي، منيزيم رنگ قرمز، كلسيم رنگ نارنجي، باريم رنگ سبز مايل به زرد و مس رنگ سبز درخشان، به وجود مي‌آورد.

طيف نور. در اين روش مقدار اندكي از يك كاني را در دستگاهي، كه با جرقه‌ي الكتريكي و در فشار زياد كار مي‌كند، قرار مي‌دهند تا كاني بخار شود. در اين حالت، اتم‌هاي عنصرهاي سازنده‌ي كاني، طول موج ويژه‌اي توليد مي‌كنند كه پس از عكس‌برداري مي‌توان با كمك آن‌ها به عنصرهاي سازنده‌ي كاني پي ‌برد.

ميكروسكوپ پلاريزان. در اين روش، ضخامت يك قطعه سنگ را كه داراي كاني‌هاي گوناگون است، به اندازه‌اي كم مي‌كنند تا شفاف شود و نور از آن بگذرد. سپس آن را زير ميكروسكوپ پلاريزان بررسي مي‌كنند. اكنون از روي شكل ظاهري، نوع شكستگي، ضريب شكست نور، رنگ و ديگر ويژگي‌ها، كاني را شناسايي مي‌كنند.

ميكروسكوپ الكتروني. لايه‌ي نازكي از كاني را با اين ميكروسكوپ مطالعه مي‌كننند. باريكه‌ي الكتروني به كاني برخورد مي‌كند و بخشي از آن به كاني جذب مي‌شود كه سايه‌اي از كاني روي صفحه‌ي ويژه‌اي به وجود مي‌آورد. بررسي اين سايه از نظر شكل ظاهري، شكستگي‌ها و ساختمان دروني كاني‌ها، به شناسايي كاني مي‌انجامد.

پرتو ايكس. اين روش در شناسايي كاني‌ها، به‌ويژه كاني‌هايي كه تركيب شيميايي مشابهي دارند، بسيار كارآمد است. پرتوهاي ايكس را به بلور كاني مي‌تابانند. بخشي از اين پرتوها از كاني مي‌گذرد و بخشي پس از برخورد با ذره‌هايي كه در گوشه‌هاي شبكه‌ي بلور كاني قرار دارند، بازتاب مي‌يابد. با برسي عكس به دست آمده از اثر اين پرتوها بر فيلم عكاسي، مي‌توان كاني مورد نظر را شناسايي كرد.

شناسايي كاني‌هاي آشنا

به كمك ويژگي‌هاي فيزيكي و شيميايي كاني‌ها، مي‌تـوان به روش‌هاي ساده‌تري برخي از كاني‌هاي بسيار شناخته شده را شناسايي كرد.

شكل بلور. اندازه‌ي بلورها ممكن است بسيار بزرگ يا بسيار كوچك باشد. در حالي كه وزن كاني بريل ممكن است تا 200 تن هم برسيد، برخي كاني‌ها تنها با پرتوهاي ايكس ديده مي‌شوند. شكل كاني‌ها نيز بسيار گوناگون است. با وجود اين، زاويه‌هاي بين سطح‌هاي مشابه در همه‌ي بلورهاي يك كاني همواره يكسان است. براي مثال، بلور نمك، چه بزرگ و چه كوچك، همواره مكعبي شكل است و بين سطح‌هاي خود، زاويه‌ 90 درجه دارد.

سختي. دانشمند اتريشي به نام فردريش موهس(1839-1773) مقياسي براي درجه‌ي سختي كاني‌ها وضع كرد. مقياس او از درجه‌ي يك براي تالك(نرم‌ترين كاني) تا درجه‌ي 10 براي الماس (سخت‌ترين كاني) است. بر اساس اين مقياس، سختي ناخن انسان، 5/2، سكه‌ي مسي 5/3 و چاقوي فولادي قلم‌تراش، 5/5 است. اكنون با توجه با اين كه در اثر كشيدن اين چيزها بر سطح كاني، در آن خراش ايجاد مي‌شود يا نه، سختي كاني را اندازه مي‌گيرند و با توجه با سختي، كاني را شناسايي مي‌كنند.

رَخ(كليواژ). رخ به شكستگي كاني‌ها در راستاي سطح صاف، پس از وارد شدن ضربه‌اي شديد، مانند ضربه‌ي چكش، گفته مي‌شود. ميكا در يك جهت مي‌شكند و ورقه ورقه مي شود؛ كوارتز خورد مي‌شود؛ نمك خوراكي رخ سه جهتي قائم و كلسيت رخ سه جهتي غير قائم دارد.

رنگ. برخي كاني‌ها هميشه به يك رنگ ديده مي‌شوند. براي مثال، طلا همواره زرد، مالاكيت، گرافيت هميشه سياه و مالاكيت به رنگ سبز فيروزه‌اي است. رنگ را بايد در سحي كه به تازگي شكسته شده است، مشاهده كرد. زيرا هوازدگي رنگ سطح رويي را تغيير مي‌دهد.

اثر بر چيني بدون لعاب. در اين روش كاني را بر چيني بدون لعاب( پشت نعلبكي بخشي كه لعاب ندارد) مي‌كشند تا لايه‌ي نازكي از آن بر سطح چيني بماند. كاني‌هاي نافلزي اثر بي‌رنگ يا به رنگ روشن دارند و كاني‌هاي فلزي رنگ‌هاي تيره‌تري پديد مي‌آورند. براي مثال، كاني زرد رنگ پيريت، رنگ سياه برجاي مي‌گذارد و اثر هماتيت، كه بيش‌تر به رنگ خاكستري و ساه است، قرمز قهوه‌اي ديده مي‌شود.

جلا. جلو يا درخشندگي سطح كاني نيز در شناسايي آن سودمند است. كاني‌هاي فلزي نور را به‌خوبي بازمي‌تابانند و به اصطلاح جلاي فلزي دارند. هاليت و كوارتز، جلاي شيشه‌اي و اوپال و اسفالريت، جلاي صمغي دارند.

چگالي(جرم‌حجمي). براي به دست آوردن چگالي كاني‌ها، جرم آن‌ها را با ترازو و حجم را با استوانه‌ي درجه‌بندي شده داراي آب، اندازه مي‌گيرند تا با تقسيم كردن جرم بر حجم، چگالي كاني به دست آيد. چگالي بيش‌تر كاني هاي سيليكاتي، كه بخشي زيادي از پوسته‌ي زمين را مي‌سازند، حدود 5/2 تا 5/3 گرم بر سانتي‌متر مكعب است. كاني‌هايي كه در ساختمان خود عنصرهاي سنگيني مانند سرب و باريوم دارند، داراي چگالي بالايي هستند. براي مثال، چگالي گالن(PbS)، حدود 5/7 گرم بر سانتي‌متر مكعب است.

كاني‌هايي با نام‌هاي ايراني

1. بيرونيت( Birunite ): سيليكات كلسيم و كربنات كلسيم آب‌دار

اين كاني در سال 1957 ميلادي كشف و به افتخار دانشمند ايراني، ابوريحان بيروني نام‌گذاري شد تا بزرگ‌داشتي بر پژوهش‌هاي وي درباره‌ي كاني‌ها و سنگ‌ها باشد.

2. آويسنيت( Avicennite ): اكسيد تاليوم و آهن

اين كاني در سال 1958 ميلادي كشف شد و به افتخار دانشمندايراني، ابن سينا، نام‌ گذاري شد. ابن سينا نخستين طبقه‌بندي كاني‌ها را در كتاب شفا آورده است.

3. تالمسيت( Talmessite ): آرسنات آب‌دار كلسيم، منيزيم و باريوم)

اين كاني را باريان و هرپن در سال 1960 در معدن قديمي تالمسي در كنار دهي به همين نام در انارك يزد كشف كردند و نام اين معدن را بر آن گذاشتند. اين كاني ويژگي فاوئورسان دارد و رنگ آن بي‌رنگ تا سبز مي‌شود.

4. ايرانيت( Iranite ): كرومات سرب آب‌دار

اين كاني را باريان و هرپن در سال 1963 در يكي از معدن‌هاي قديمي سه‌برز در شمال غربي انارك كشف كردند و نام ايرانيت را بر آن نهادند. اين كاني زرد زعفراني و داراي جلاي شيشه‌اي، در پيرامون نايبندان نيز يافت مي‌شود.

5. خونيت( Khuniite ): كرومات سرب، روي و مس

اين كاني را اديب و اتمان در سال 1970 ميلادي در معدن قديمي خوني در شمال انارك كشف كردند. اين كاني به كاني ايرانيت شباهت زيادي دارد، اما رنگ زرد آن به قهوه‌اي گرايش دارد.

6. اناركيت( Anarakite ): كلريد بازي روي و مس

اين كاني را اديب و اتمان در سال 1972 در انارك كشف كردند و نام همين بخش را بر اين كاني سبز رنگ نهادند.

7. خادميت( Khademite ): سولفات بازي و آب‌دار آلومينيوم

اين كاني را باريان، برتلون و صدرزاده در ساغند يزد كشف كردند و به افتخار نصرالله خادم، رياست آن زمان سازمان زمين‌شناسي ايران، نام‌گذاري كردند.

كاربرد كاني‌ها

كاني‌ها در آغاز به همان صورت كه از پوسته‌ي زمين به دست مي‌آمدند، به كار مي‌رفتند. برخي از اين كاني‌ها كه بلورهاي ظريف و پايدار در برابر فرسايش داشتند، پس از صيقل‌كاري و تراش خوردن، به عنوان آرايش به كار مي‌رفتند. به اين كاني‌ها سنگ‌هاي قيمتي يا جواهر مي‌گوييم. الماس، فيروزه، ياقوت كبود، زمرد، زبرجد، لعل، چشم گربه، عقيق، مرواريد، و درّكوهي از مهم‌ترين كاني‌هاي گران‌بها هستند.

از زماني كه بشر به فن‌آوري ذوب كردن فلز، قالب‌ريزي و توليد آلياژ دست يافت، كاربرد كاني‌ها نيز گسترش يافت. امروزه بيش از 40 نوع كاني و صدها تركيبي كه از آن‌ها به دست مي‌آيد، در صنعت كاربرد دارند. در ادامه به برخي از اين كاربردها اشاره مي شود.

اليوين: جواهر و مواد ديرگداز

پيروكسن‌ها: جواهر، به دست آوردن فلزهاي كمياب

آمفيبول‌ها: جواهر، پارچه‌ي مقاوم به آتش و مواد ديرگداز

ميكاها: عايق الكتريكي در راديو، تلويزيون و ديگر دستگاه‌هاي الكتريكي، شيشه‌ي دريچه‌ي كوره‌هاي ذوب فلز، كاغذ ديواري، لاستيك‌سازي، كاغذ معمولي، رنگ‌روغن نسوز، طلق سماور و چراغ آشپزخانه

تورمالين: الكترونيك، به دست آوردن بُر، جواهر

تالك: كاغذسازي، نساجي، لاستيك سازي، صابون خياطي، صفحه كليد برق، سراميك‌سازي، حشره‌كش، عايق پشت‌بام، پودر بچه و مواد آرايشي

سرپانتين: سنگ‌ روكار ساختمان، مواد ديرگداز، به دست آوردن منيزيم

آزبست: پارچه‌ي نسوز، توري چراغ، عايق حرارتي، لنت ترمز، لوله و ورقه‌هاي سيماني. كاربرد آن به دليل نقش آن در بروز بيماري در شش‌ها، ممنوع شده است.

كوارتز : ساعت‌سازي، ابزارهاي نوري و اخترشناسي، كاغذ، شيشه، سمباده و جواهر

ارتوزها: لعاب چيني و كاشي

پلاژيوكلازها: جواهر و نماي ساختمان

كائولينيت: ظرف چيني، كاغذ، رنگ‌ و پلاستيك

ژيپس: ساختمان‌سازي، مجسمه‌سازي، كاغذ، كند‌كننده در سيمان پورتلند، افزايش باروري خاك، بتونه‌ي نقاشي و براي رشد مخمرها در صنعت غذا.

باريت: دارو، عكس‌برداري از لوله‌ي گوارش، رنگ، پلاستيك، مواد عايق، كاغذ و گل حفاري

كلسيت: سنگ نماي ساختمان، مجسمه‌سازي، سيمان، تصفيه‌ي آب، شيشه‌سازي، چرم‌سازي، ابزارهاي نوري براي ايجاد نور پلاريزه، كاغذ سازي، كشاورزي و ذوب فلزها

دولوميت: ساختن آجر براي آستر كوره‌هاي حرارتي و سيمان پورتلند

منيزيت: آجر نسوز، به دست آوردن منيزيم

زرنيخ: پزشكي، رنگ‌سازي، حشرهكش و تهيه‌ي ارسنيك

آپاتيت: كودهاي شيميايي و اسيدفسفريك

مالاكيت: مواد آرايشي، نماي دروني ساختمان و تهيه‌ي مس

هاليت : سديم و كلر، شوينده‌ها، پارچه بافي، چوب‌بري، رنگرزي، چرم‌سازي، كودسازي، نگهداري مواد غذايي و خنك كننده‌ي موتور يخچال

سيلويت: به دست آودرن پتاسيم و كلر و كود شيميايي

فلوئوريت: ذوب فلزها و ابزارها نوري

گوگرد: اسيدسولفوريك، لاستيك‌سازي، نساجي، دباغي، رنگ‌سازي، كاغذسازي، مواد منفجره، كبريت‌سازي، سم دفع آفت، كود و حشره‌كش

طلا: جواهر، سكه، دندان، ترانزيستورها و ديودها، هواپيماسازي، صنعت فضا وكاتاليزور فرايندهاي شيميايي

نقره: جواهر، سكه، كاغذسازي و كاتاليزور فرايندهاي شيميايي

مس: صنعت الكتريكي و الكترونيك، لوله‌سازي، سكه، ظرف، آلياژ، رنگ آب و سبز، آبكاري، مواد آرايشي، فرايندهاي شيميايي و محلول شوايتزر(حلال سلولز پنبه)

الماس: جواهر، ابزار برنده و سايند و سرمته‌ي حفاري

گرافيت: ساختن بوته‌ي كوره‌هاي فولادسازي، رنگ‌سازي، صنعت برق، نيروگاه‌هاي هسته‌اي، واكس و مدادسازي

از بسياري از كاني‌ها نيز فلزهاي مهمي به دست مي‌آيد يا در فرآيند توليد فلز به كار مي‌روند:. سيدريت، مانيتيت، هماتيت و ليمونيت(آهن)، اسميت سونيت و اسفالريت(روي)، سروزيت و گالن(سرب)، كالكوسيت، كالكوپيريت و كوپريت(مس).

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 12:15  توسط ف.فرخیان  | 

نانو کامپوزیت

 

 

مواد نانوکامپوزیتی به آن دسته از موادی اطلاق می‌شود که فاز تقویت‌کننده آن دارای ابعادی در مقیاس یک تا 100 نانومتر باشد که شامل نانوکامپوزیت‌های پلیمرـ سرامیک، پلیمر ـ فلز، سرامیک ـ فلز و سرامیک ـ سرامیک هستند.

مواد نانوکامپوزیتی در دهه آخر قرن20 پا به عرصه علم و فن‌آوری گذاشته و پیشرفت‌های قابل‌توجهی در این سال‌ها داشته‌اند.

برحسب مواد تشکیل‌دهنده، می‌توان آن‌ها را به‌صورت نانوکامپوزیت‌های پلیمرـ سرامیک، پلیمر ـ فلز، سرامیک ـ فلز و سرامیک ـ سرامیک دسته‌بندی کرد. 

نانوکامپوزیت‌های پلیمری، ترکیباتی از پلیمرها و مقدار 2 تا 10 درصد وزنی از ذرات نانومتری نظیر خاک رس، نانولوله‌های کربنی هستند.

تقویت‌کننده نانومتری به‌دلیل داشتن ابعاد بسیار کوچک و سطح بسیار بالا در مقایسه با تقویت‌کننده‌های معمولی در سطح بارگذاری «Loading» کمتر باعث بهبود خواص مورد نظر شده و مسائل مربوط به تقویت‌کننده‌های رایج نظیر افزایش وزن، نقایص سطحی و مشکلات فرآیندپذیری در آن‌ها کمتر دیده می‌شود.

به‌همین دلیل، نانوکامپوزیت‌ها جایگزین خوبی برای کامپوزیت‌های معمولی هستند؛ چراکه کارآیی بهتر و وزن کمتری ‌دارند. 

محصولات تهیه‌شده از نانوکامپوزیت‌های پلیمری قابلیت استفاده در صنایع شیمیایی، خودروسازی، ساختمان، نظامی، پزشکی، لوازم خانگی، ورزشی، کشاورزی و الکترونیکی را داشته و استفاده از آن‌ها در این صنایع، کاهش مصرف سوخت و انرژی، افزایش مقاومت و ایمنی در برابر زلزله و آتش‌سوزی، افزایش عمر سازه‌ها، کاهش خسارات ناشی از زمان نگهداری مواد غذایی و محصولات کشاورزی‌،‌ کاهش خسارات ناشی از خوردگی و به‌طور خلاصه، استفاده بهینه از منابع موجود را می‌تواند به‌همراه داشته‌باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آبان 1389ساعت 13:48  توسط آ.تجددی  | 

نقش شیمی در غواصی .... !

هنگامی که انسانها به زیر آب فرو می‌روند فشار در اطراف آنها به مقدار فوق‌العاده زیادی افزایش می‌یابد. برای جلوگیری از رویهم خوابیدن ریه‌ها ، هوا نیز بایستی تحت فشار زیاد رسانده شود و این امر خون در ریه‌ها را در معرض فشارهای فوق‌العاده زیاد گازهای حبابچه‌ای قرار می‌دهد که هیپرباریسم نامیده می‌شود. این فشارهای بالا در صورتی که از حدود معینی تجاوز کنند می‌توانند موجب تغییرات فوق‌العاده شدیدی در فیزیولوژی بدن شوند.
 

رابطه عمق دریا با فشار

ستونی از آب دریا به ارتفاع 10 متر در ته خود فشاری برابر با یک اتمسفر ایجاد می‌کند. بنابراین شخصی که در 10 متری زیر سطح اقیانوس قرار داشته باشد، در معرض فشاری برابر با 2 اتمسفر قرار خواهد گرفت که یک اتمسفر آن مربوط به فشار هوای موجود در بالای آب و یک اتمسفر آن مربوط به وزن خود آب است.

اثر فشارهای سهمی زیاد گازها بر روی بدن

گازهایی که غواص در هنگام استنشاق هوا بطور عادی در معرض آنها قرار دارد عبارتند از نیتروژن ، اکسیژن و دی‌اکسید کربن. هر یک از این گازها می‌توانند گاهی موجب اثرات فیزیولوژیک جدی در فشارهای زیاد شوند.

تخدیر نیتروژنی در فشارهای زیاد نیتروژن

تقریبا 5/4 هوا را نیتروژن تشکیل می‌دهد. نیتروژن در فشار کنار دریا اثر شناخته شده‌ای بر روی اعمال بدن ندارد اما در فشارهای زیاد می‌تواند موجب درجات متغیری از تخدیر یا نارکوز شود. هنگامی که غواص برای یک ساعت یا بیشتر در زیر دریا باقی می‌ماند و هوای فشرده استنشاق می‌کند، عمقی که در آن نخستین علایم نارکوز خفیف ظاهر می‌شود تقریبا 36 متر است.

در این عمق ، غواص شروع به احساس نشاط و از دست دادن بسیاری از ناراحتیهای خود می‌کند. در عمق 45 تا 60 متری ، غواص خواب آلود می‌شود. در عمق 60 تا 75 متری قدرت غواص بطور قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد و غالبا نمی‌تواند کارهایی را که از او خواسته می‌شود با دقت و ظرافت انجام دهد. نارکوز نیتروژنی دارای مشخصاتی بسیار مشابه مستی با الکل است و به این دلیل آن را مستی اعماق نامیده‌اند.
 

مسمومیت با اکسیژن در فشارهای زیاد

هنگامی که فشار اکسیژن به مقدار زیادی از 100 میلیمتر جیوه بالاتر می‌رود، اکسیژن محلول در آب خون افزایش می‌یابد. در محدوده طبیعی فشار اکسیژن حبابچه‌ای تقریبا هیچ مقداری از اکسیژن کل خون مربوط به اکسیژن محلول نیست اما بتدریج که فشار بطور افزاینده‌ای وارد محدوده هزاران میلیمتر جیوه می‌شود قسمت بزرگی از اکسیژن کل خون به جای اینکه به حال ترکیب با هموگلوبین باشد به حال محلول است.

به علت فشار اکسیژن بافتی که هنگام استنشاق اکسیژن با فشار اکسیژن حبابچه‌ای بسیار بالا بوجود می‌آید به آسانی می‌توان درک کرد که این موضوع می‌تواند برای بسیاری از بافتهای بدن زیان‌آور باشد. این موضوع بویژه در مورد مغز صدق می‌کند. در واقع قرار گرفتن در معرض 4 اتمسفر فشار اکسیژن می‌تواند در بیشتر مردم بعد از 30 دقیقه موجب تشنجات و به دنبال آن اغما گردد.

مسمومیت با کربن دی‌اکسید در اعماق زیاد در دریا

هرگاه وسایل غواصی بطور مناسب طرح شده باشد و به خوبی نیز عمل کند خواص هیچگونه اشکالی از نظر مسمومیت با کربن دی‌اکسید نخواهد داشت زیرا عمق به تنهایی فشار سهمی کربن دی‌اکسید را در حبابچه‌ها افزایش نمی‌دهد. دلیل صحیح بودن این امر آن است که عمق ، میزان تشکیل کربن دی‌اکسید در بدن را افزایش نمی‌دهد و تا زمانی که غواص به استنشاق حجم جاری طبیعی ادامه می‌دهد کربن دی‌اکسید را به مجرد تشکیل از راه هوای بازدمی دفع می‌کند و در نتیجه فشار سهمی کربن دی‌اکسید حبابچه‌ای خود را در حد طبیعی حفظ می‌کند.

غواص تا فشار کربن دی‌اکسید حبابچه‌ای حدود 80 میلیمتر جیوه یعنی دو برابر فشار طبیعی در حبابچه‌ها این تجمع کربن دی‌اکسید را تحمل می‌کند. در فشار کربن دی‌اکسید بالاتر از 80 میلیمتر جیوه این وضعیت غیر قابل تحمل شده و سرانجام مرکز تنفسی به علت اثرات متابولیک منفی فشار این گاز به جای تحریک شدن شروع به ضعیف شدن می‌کند و غواص دچار خواب آلودگی می‌شود.
 

رفع فشار از غواص بعد از قرار گرفتن در معرض فشارهای زیاد

هنگامی که شخصی هوا را در تحت فشار زیاد برای مدت طولانی استنشاق می‌کند، مقدار نیتروژن حل شده در مایعات بدنش زیاد می‌شود. دلیل این امر به قرار زیر است: خونی که در مویرگهای ریوی جریان می‌یابد تا همان فشار زیاد نیتروژن موجود در مخلوط گاز تنفسی از نیتروژن اشباع می‌شود. پس از گذشت چندین ساعت مقدار کافی نیتروژن به تمام بافتهای بدن حمل می‌شود تا آنها را از نیز از نیتروژن حل شده اشباع کند.

چون نیتروژن بوسیله بدن متابولیزه نمی‌شود لذا به حالت محلول باقی می‌ماند تا اینکه فشار نیتروژن در ریه‌ها کاهش یابد. در اینحال ، نیتروژن بوسیله روند معکوس تنفسی خارج می‌شود اما این خروج چندین ساعت وقت لازم دارد و منشا مشکلات متعددی می‌شود که روی هم رفته بیماری رفع فشار نامیده می‌شوند.

نجات از زیر دریاییها

یکی از مشکلات اصلی نجات ، جلوگیری از آمبولی هوا است. بتدریج که شخص از زیر آب بالا می‌آید گازها در ریه‌اش متسع شده و گاهی یک رگ بزرگ ریوی را پاره می‌کنند و موجب ورود گازها به داخل سیستم گردش ریوی و ایجاد آمبولی در گردش خون می شوند. بنابراین بتدریج که شخص صعود می‌کند باید خودآگاهانه بطور مداوم بازدم انجام دهد.

سرعت خارج کردن گازهای در حال اتساع از ریه‌ها در جریان صعود در زیر آب حتی بدون انجام دم ، غالبا برای دفع کربن دی‌اکسید تجمع یابنده در ریه‌ها کافی است. این امر مانع از بالا رفتن غلظت کربن دی‌اکسید در خون شده و از تمایل شخص برای انجام دم جلوگیری می‌کند. بنابراین شخص می‌تواند نفس خود را برای یک مدت فوق‌العاده طولانی اضافی در جریان صعود نگاه دارد.
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 10:34  توسط ن.ایران نژاد  | 

خواص شگفت انگیز آب

دانشمندان در تازه‌ترين تحقيقات در خصوص ويژگي هاي آب به اين نتيجه رسيده‌اند كه مولكول هاي آب داراي خواصي بيش از آنچه كه در تراز تركيب هاي متعارف شيميايي آشكار مي‌شود ، هستند.
برپايه اين تحقيقات، جنبه‌هاي كوانتومي آب در كنار ديگر ويژگيهاي آن، موجب شده تا اين ماده ظهور حيات را امكان پذير كند.

بسياري از جنبه‌هاي عجيب و غيرمتعارف آب در گذشته براي محققان شناخته شده بود. براي مثال، اين نكته كه آب در حالت منجمد برخلاف بسياري ديگر از مواد شيميايي به عوض آنكه از چگالي بيشتري برخوردار شود، وزن مخصوص كمتري پيدا مي‌كند.

همين نكته از جمله علل مهمي است كه سبب مي‌شود در سرما و يخبندانهاي شديد، آبهاي عميق‌تر به صورت سيال باقي بمانند و به موجوداتي كه در آن هستند اجازه دهند به زندگي ادامه دهند.

به همين ترتيب اينرسي زياد آب براي گرم شدن، اين امكان را بوجود آورده كه اقيانوسها به مكانهايي تبديل شوند كه در برابر تغييرات ناگهاني آب و هوا مقاومت مي‌كنند و به جانداراني كه در آنها هستند فرصت كافي مي‌دهند تا خود را با محيط منطبق سازند.

اما فرمول ساده شيميايي آب كه از تركيب دو اتم هيدروژن و يك اتم اكسيژن درست شده نمي‌تواند اين خواص شگفت انگيز را توضيح دهد.

دانشمندان اخيرا دريافته‌اند آنچه كه خاصيت انعطاف شگفت‌انگيز به مولكول آب مي‌دهد، حالتهاي گوناگون پيوند ميان دو اتم هيدروژن آن با اتمهاي هيدروژن مواد ديگر در تراز كوانتومي است.

اين خاصيت امكان مي‌دهد اين اتمها در همان حال كه براحتي با اتمهاي مولكولهاي ديگر تركيب مي‌شوند و بنابراين مولكول اب را به اين مولكولها متصل مي‌سازند، از اين مولكولها جدا شوند.

به اين ترتيب در درون مولكولهاي آب غوغايي از نظم و بي‌نظمي برپاست و دائما ساختارهاي تازه‌اي در آنها شكل مي‌گيرد و همين امر موجب مي‌شود كه آب حدود يك دوجين خواص غير متعارف به خود گيرد.

هرچند همه پيوندهاي شيميايي كه ميان اتمها و مولكولهاي مواد مختلف برقرار مي‌شود در نهايت متكي به خواص كوانتومي است، اما در مورد پيوند اتمهاي هيدروژن در آب خاصيت كوانتومي مورد بحث به نوبه خود در زمره عجيب ترين پديده‌هاي كوانتومي است. به اين خاصيت "نوسان حول نقطه صفر" ‪ zero-point vibration‬نام داده‌اند.

يكي از نتايج اصل عدم قطعيت هايزنبرگ آنست كه حتي اگر كل كيهان به دماي صفر مطلق برسد كه در آن همه اتمها و مولكولها از حركت باز مي‌ايستند، بازهم نوسانات كوانتومي موجب مي‌شود كه از ميان فضاي تهي ناگهان انرژي توليد شود.

اين نوسانات نقطه صفر در مورد آب سبب مي‌شوند تا پيوند ميان اتمهاي هيدروژن آب و اتمهاي اكسيژن ان از انعطاف زيادي برخوردار شود و در نتيجه اين اتمها براحتي بتوانند به اتمها و مولكولهاي مواد ديگر متصل شوند و همين امر موجب تداوم بقا در زمين مي‌شود.

"فليكس فرانك" از دانشگاه كيمبريج نشان داده زماني كه برخي از مولكولهاي آب هيدروژن خود را با نوع سنگين‌تر موسوم به دوتريوم عوض مي‌كنند، سيالي توليد مي‌شود كه از هر حيث نظير آب است اما برخلاف آب سمي است و تنها برخي ارگانيزمهاي بسيار ريز در آن زنده مي‌مانند.

محققان ديگر سرگرم تحقيق اين نكته هستند كه محصول اثر نوسانات نقطه صفر در مورد واكنش آب با مولكولهاي آلي مانند دي.ان.آ و پروتئين و سلولها است.

نكته حيرت‌انگيزي كه در اين بررسيها روشن شده آن است كه هيچ يك از اين مولكولهاي متنوع و پرقدرت نمي‌توانند در غياب آب توانائيهاي خود را آشكار كنند. در غياب آب هرچه هست شيمي است. يك قطره اب موجب ظهور بيولوژي مي‌شود.

برخي از جالب‌ترين شواهد در اين زمينه در مورد نحوه عمل پروتئينها بدست آمده كه انواع و اقسام كارها را در بدن انجام مي‌دهند - از مبارزه با ميكربها گرفته تا ساختن سلولها و تا تسهيل فعالييت بخشهاي ديگر.

نحوه عمل صحيح پروتئينها تا حد زيادي به شكل فيزيكي صحيح آنها بستگي دارد و دانشمندان دريافته‌اند كه مولكولهاي آب در اين زمينه نقش اساسي بازي مي‌كنند.

در ژانويه امسال، دو محقق آلماني نقش مولكول آب در مورد پروتئيني موسوم به "باكتريورودوسپين" ‪ "Baceriorhodospin‬را كشف كردند كه در ديواره سلول بيروني بدن ارگانيزمهاي ابتدايي جاي دارد.

اين پروتئين نوعي فرايند ساده فتو سنتز را انجام مي‌دهد و نور را به انرژي شيميايي تبديل مي‌كند.

در گذشته محققان تصور مي‌كردند كه اين پروتئين با استفاده از فوتونهاي نور پروتونها را در داخل سلول به حركت در مي‌اورد. يعني نظير يك باتري عمل مي كند.

يك منبع واضح براي پروتونها نيز اتمهاي هيدروژن آب است كه پروتئين آنها را به خود جذب مي‌كند. اما هيچ كس نمي‌دانست كه درون پروتئين مولكول اب چگونه زمينه عمل باتري شيميايي را آماده مي‌كند.

دو محقق آلماني با با تاباندن نور مادون قرمز به پروتئين مشاهده كردند به محض تابش فوتونهاي نور شكل پروتئين تغيير مي‌كند و اين امر موجب جدا شدن پروتونهاي اتم هيدروژن مي‌شود و منشا همه اين فعالييتها نيز همان خاصيت كوانتومي نوسان نقطه صفر است.

محققان همچنين دريافته‌اند كه اتمهاي هيدروژن آب در مورد مولكول دي.ان.

آ كه سنگ زيربناي حيات است نيز فعاليتهاي شگفت‌انگيزي انجام مي‌دهند.

در تحقيقات اخير روشن شده كه مولكولهاي آب در نزديك زوج پايه‌هاي مولكول دي.ان.آ با كندي بيشتري حركت مي‌كنند و حول برخي از زوج پايه‌ها بيشتر از بقيه به چرخش درمي‌ايند.

مدلهاي شبيه‌سازي شده كامپيوتري نشان مي‌دهد مولكولهاي آب با استفاده از نيروي الكتروستاتيك خود به پروتئينها درباره ميزان رطوبت مولكول دي.ان آ. اطلاع‌رساني مي‌كنند و پيشاپيش به انها نقايص احتمالي مولكول دي.ان.آ را خبر مي‌دهند.

به اين ترتيب پروتئينها با دريافت اين پيامها به سراغ بخشهايي از مولكول دي.ان.آ مي‌روند كه فاقد نقص هستند.

اما "راستوم روي" ‪ Rustum Roy‬دانشمند متخصص خواص مواد در دانشگاه پنسيلوانيا از اين هم فراتر رفته و به دانشمندان توصيه مي‌كند كه در ديدگاه خود در خصوص خواص آب تجديد نظر اساسي به عمل آورند.

به اعتقاد اين محقق دانشمندان در گذشته بيش از حد از ديدگاه علم شيمي به اب نگريسته‌اند در حاليكه ساده‌انگارانه است اگر تصور شود تركيبات شيميايي هستند كه همه چيز را تعيين مي‌كنند.

اين دانشمند معتقد است آنچه كه در دو دهه گذشته در مورد آب ادعا شد اما هيچگاه به طور علمي محقق نگرديد، يعني اين امر كه مولكولهاي آب داراي " حافظه " هستند و اطلاعات را در خود نگاه داشته و آنها را "به خاطر مي‌سپارند " كاملا امكان‌پذير است به شرط آنكه از ديدگاهي غير از منظر شيمي به خواص آب نظر شود.

به گفته اين محقق، خاصيت دارا بودن حافظه كه به آن "اپي تكسي" ‪ epitaxy‬نام داده‌اند در بسياري از مواد وجود دارد.

ماده‌اي كه اين خاصيت را دارد مي‌تواند از ساختار اتمي يك ماده به عنوان مدل براي ايجاد همين ساختار در مواد ديگر استفاده كند.

به اعتقاد روي، آب داراي چنين خاصيتي است. از جمله مواردي كه مي‌توان اين اثر را در آب مشاهده كرد، رشد ساختارهاي بلوري يخ روي يك سطح از جنس يد نقره است. بلورهاي يخ شكل ساختار يد نقره را كه روي آن سوارند به خود مي گيرند اما در اين فرايند هيچ نوع فعل و انفعال شيميايي انجام نمي‌شود.

روي بر اين باور است كه فرايند تكان دادن و مخلوط كردن آب با مواد ديگر نيز از همين نوع خاصيت حافطه داشتن آب است.

به اعتقاد اين محقق با انجام پژوهشهاي بيشتر شايد حتي بتوان براي روش "هوميو پاتي" نيز برخي زمينه‌هاي علمي بدست اورد.

هرچند بسياري از محققان با اثرات مورد ادعاي هوميو پاتي موافق نيستند اما آنچه كه مسلم است اين است كه توجه به رازهاي شگفت آب، به نحو روز افزوني به حوزه علاقه شمار هر چه بيشتري از پژوهشگران تبديل مي‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 16:37  توسط ف.فرخیان  | 

ساختار عجيب قطارهاي سريع السير

مي‌دانيم همه اجسام در برابر عبور جريان الکتريکي از خود مقاومت نشان مي‌دهند، منتهي اين ميزان مقاومت در اجسام متفاوت است مثلا فلزات مقاومت کمتري دارند يعني جريان الکتريکي راحتتر از آنها عبور ميکند
در سال 1908 هايك كمرلينگ اونز هلندي در دانشگاه ليدن موفق به توليد هليوم مايع گرديد که اين هليوم قادر است آنچنان سرمايي توليد کند که با قرار دادن يک جعبه نوشابه در آن به مدت کمتر از 3 ثانيه نوشابه‌ها کاملاً منجمد مي‌شوند.
خلاصه آقاي اونز با استفاده از اين هليوم مايع توانست به دماي حدود 273 درجه سانتيگراد زير صفر يا به طور علمي‌تر درجه حرارت حدود صفر درجه كلوين برسد.
از قبل براي اين آفاي اونز روشن بود بود که اگردماي فلزات مختلف را تا دماي معيني(دماي بحراني) پايين اوريم پديده شگرفي در انها اتفاق مي افتد كه طي ان به ناگهان مقاومتشان را در برابرعبور جريان برق تا حد صفراز دست خواهند داد .وتبديل به ابررسانا خواهند شد. (البته موادي مانند نقره نيز هستند كه مقاومت ويژه شان حتي در دماي صفر درجه كلوين نيز صفر نمي شود).هرچند در اين دما ميتوان بسياري از مواد را ابر رسانا نمود محققا ن براي رسيدن به چنين دمايي مجبورند از هليم مايع ويا هيدرژن استفاده كنند كه بسيار گرانند . امروزه ابر رسانايي را در موادي ايجاد مي كنند كه دماي بحرانيشان زيادتر از 77 درجه كلوين است كه براي رسيدن به چنين دمايي از ازت مايع استفاده مي كنند كه نقطه جوشش 77 درجه كلوين است.
همچنين تبديل به حالت بي‌مقاومتي، فقط مربوط به خواص فلزات نمي‌شد و حتي در جيوه ناخالص نيز اتفاق مي‌افتاد و تاكنون مشخص شده است كه نصف عناصر فلزي و همچنين برخي آلياژها و سراميكها در درجه حرارت‌هاي پايين ابررسانا مي‌شوند.
يک بحث جالب
از اين حرف‌ها که بگذريم يکي از کاربردهاي جالب ابررسانا رو مي‌خوام براتون بگم.
خواهش مي‌کنم خوب دقت کنيد:
شکل زير رو ببينيد
مطابق اين شكل وقتي ماده مورد ازمايش قبل از ابررسانا شدن در ميدان مغناطيسي باشد شار از ان عبور ميكند ولي وقتي در حضور ميدان به دماي بحراني برسدو ابررسانا گردد ديگر هيچگونه شار مغناطيسي از ان عبور نمي كند. خوب شايد بگيد اين کجاش جالبه؟ عجله نکنيد.
حال به اين شکل دقت کنيد:
در اين شكل يک قطعه آهنربا روي يك قطعه ابررسانا كه توسط نيتروژن خنك شده شناور است زيرا ابررسانا طبق خاصيتي که بالا گفتم مي توانند خطوط ميدان مغناطيس را به خارج پرتاب كنند و همانطور كه ميبينم قرص مغناطيسي را شناور نگه دارند.
اما کاربرد جالب اين مطلب در ساخت قطارهاي سريع‌السير يا قطارهاي شناور استفاده نمود مانند قطار سريع السير ژاپني ها كه در سال 2000 ميلادي ساخته شد وبا با سرعت 581 km/h حركت مي كرد در اين بجاي قطار بجاي استفاده از چرخ از ميدان مغناطيسي استفاده شده است.
و آيا مي‌دانستيد اين قطارهاي سريع‌السير در حين حرکت چند سانتيمتر با ريل فاصله دارد و هيچ تماسي با ريل ندارد؟؟؟!‌!‌!‌!
و آيا مي‌دونيد در اين حالت ديگه لازم نيست قطار از روي زمين حرکت کنه و خيلي راحت مي‌تونه از زير پل‌ها يا از کنار ديوارها عبور‌ کنه؟؟!!!
__________________
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مهر 1389ساعت 11:16  توسط م.حسینی  | 

جهت یابی ...

حدود 50 گونه جانوری از پرندگان و پستانداران گرفته تا خزندگان و حشرات از میدان مغناطیسی کره زمین برای راهیابی استفاده می‌کنند

با این حال میدان مغناطیسی زمین بسیار ضعیف است. شدت این میدان از 30 تا 60 میلیونیوم تسلا متفاوت است. در مقام مقایسه در یک دستگاه MRI (تصویربرداری با تشدید مغناطیسی) از میدان‌های مغناطیسی با شدت 1.5 تا 3 تسلا استفاده می‌کند.

بنابراین دانشمندان مطمئن نیستند که پرندگان چگونه از این میدان استفاده می‌کنند.
پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که یک قطب‌نمای نوری- شیمیایی ممکن است چگونگی مهاجرت پرندگان با استفاده از میدان مغناطیسی به همراه نور را توضیح دهد.

یک نظریه در مورد چگونگی عمل این سازو کار این است که گیرنده‌های نوری در شبکیه چشم پرندگان نور را جذب می‌کند و واکنش شیمیایی که به دنبال این امر ایجاد می‌شود،  به نوبه خود مولکول‌های فتوشیمیایی کوتاه‌عمری ایجاد می‌کند که به میزان و جهت میدان مغناطیسی ضعیف حساسند.

این نظریه با این حقیقت تطبیق دارد که گیرنده‌های نوری آبی در شبکیه پرندگان مهاجر هنگامی که جهت‌یابی مغناطیسی انجام می‌‌دهند، شناسایی شده‌اند. با این حال ثابت نشده است که میدان مغناطیسی ضعیفی مانند میدان مغناطیسی کره زمین بتواند تغییرات قابل‌مشاهده‌ای در یک مولکول فتوشیمیایی ایجاد کند، یا مولکول فتوشیمیایی وجود داشته باشد که به جهت چنین میدانی واکنش نشان دهد.

دست کم تاکنون.

یک بررسی اخیر که با حمایت بنیاد ملی علوم آمریکا انجام شد و نتایج آن در نسخه آنلاین  30 آوریل 2008 نشریه Nature منتشر شده است، نشان می‌دهد که مدل فتوشیمیایی می‌تواند به میزان و جهت میدان‌های مغناطیسی ضعیفی مانند میدان مغناطیسی زمین، هنگامی که در معرض نور قرار گیرد، واکنش نشان دهد.

این پژوهشگران دریافتند که یک مولکول فتوشیمیایی مصنوعی متشکل از واحدهای کارتنوئید (C) ، پورفیرین (P) و فولرن (F) می‌تواند به صورت یک جهت‌یاب مغناظیسی عمل کند.
هنگامی که مولکول CPF با نور تحریک می‌شد، دچار یک حالت باردار جداشده کوتاه‌مدت می‌شد، به طوری که واحد فولرن توپ‌مانند آن بار منفی و واحد کارتنوئیدی میله‌مانند آن بار منفی پیدا می‌کرد.

 این حالت جداشدن بارها تنها تا زمانی در این مولکول ادامه پیدا می‌کند که قدرت و جهت میدان مغناطیسی موثر بر آن ثابت بماند.

 اما چرا دانشمندان به چنین مسائل پیچیده‌ای اهمیت می‌دهند؟

 خطوط برق و تجهیزات ارتباطی نیز میدان‌های مغناطیسی ضعیفی از خود تولید می کنند که ممکن است جهت‌یابی حیوانات را مختل کنند؛ بنابراین آنچنانگه دونس گاست، استاد شیمی و بیوشیمی در دانشگاه ایالتی آریزونا می‌گوید:‌"برای انسان‌ها ضروری است که بفهمند حیوانات چگونه در میدان مغناطیسی کره زمین جهت‌یابی می‌کنند و اثرات فعالیت‌های انسانی بر جهت‌یابی حیوانات چیست؟
+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 19:19  توسط ن.ایران نژاد  | 

آب شیرین در دریا ....

بخش عمده‏ای از سطح سیاره زمین را آب فرا گرفته است. با این همه، نزدیک به 97 درصد این آب‏ها شور و غیر قابل نوشیدن‏اند و از 3 درصد باقی مانده نیز بخشی به صورت یخ زده و غیر قابل مصرف در قطب‏ها و بر فراز قله کوه‏ها وجود دارد.  

به همین دلیل است که نزدیک به یک پنجم جمعیت جهان از کمبود یا نبود آب آشامیدنی مطلوب رنج می‏برد و پیش‏بینی می‏شود در دهه‏های آینده بخش بیشتری از جمعیت جهان دچار کم آبی و پیامدهای منفی ناشی از آن شوند. 

یکی از گزینه‏های مطرح برای مقابله با بحران کم‏آبی، شیرین کردن آب دریاها و نمک زدایی از آنهاست که البته راه حی گران و پرهزینه است و به مقدار قابل توجهی انرژی نیاز دارد در نتیجه، با توجه به تلاش کشورها برای کاستن از مصرف انرژی و بحث گرمایش زمین، ادامه دادن به طرح‏های شیرین‏سازی آب دریاها با استفاده از روش‏های سنتی و رایج، توجیه چندانی ندارد.

با این وجود، ابتکار جدید دو مهندس کانادایی در زمینه شیرین کردن آب دریا که از نظر مصرف انرژی، بسیار مقرون به صرفه و از نظر هزینه‏ها نیز کاملا اقتصادی و ارزان است. بارقه‏ای از امید را در دل طرفداران ایده استفاده از آب شیرین شده دریاها در دهه‏های آینده به وجود آورده است. 

 

 «بن آسپارو» و «جاشوا زوشی»، از پژوهشگران دانشگاه سیمون فراسو در ونگوو، ایده جدیدی را برای شیرین کردن آب دریاها مطرح کرده‏اند که براساس آن، به جای انرژی الکتریکی، از گرمای خورشید برای جدا کردن نمک از آب دریا و در نهایت شیرین کردن آب شور استفاده می‏شود. 

آب شیرین

آسپارو و زوشی که شرکتی به نام «سالت ورک تکنولوژی» را تاسیس کرده‏اند. در نخستین گام به منظور آزمایش این روش جدید، بخشی از ساحل دریا در ونکوور را به پروژه خود اختصاص دادند و آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کردند و در هر کدام از آنها، از روش خاصی برای شیرین کردن آب شور دریاها بهره بردند. 

 

در روش اول، آنها اقدام به گرما دادن به آب دریا و بخارکردن بخشی از آن کردند و پس از آن، بخار تولید شده را تحت فشار قرار دادند (که البته در این بخش، به مقدار زیادی انرژی برق نیاز است.) 

در روش دوم، فرایند آسمزی (تأثیرپذیری و تأثیرگذاری شیمیایی) به صورت معکوس اجرا می‏شود؛ به این ترتیب که با استفاده از پمپ‏های فشار قوی، آب شور به سمت یک پرده مخصوص که دارای سوراخ‏های بسیار ریزی است، پاشیده می‏شود و در نتیجه نمک موجود در آب دریا از آب شیرین جدا می‏شود. 

این روش نیز نیازمند مصرف مقادیر قابل توجهی انرژی برق است. به عنوان مثال، برای شیرین کردن هزار لیتر آب دریا و تبدیل آن به  آب قابل آشامیدن، 7/3 کیلووات ساعت برق مورد نیاز است.

 

در روش سوم، که ‏روش ابتکاری و جدید آسپارو و زوشی محسوب می‏شود، مقدار بیشتری آب شیرین با استفاده از مقدار کمتری انرژی تولید می‏شود. در این روش، ابتدا آب دریا به درون یک استخر کم‏عمق و با کف سیاه‏رنگ آسپری می‏شود. سیاه بودن کف استخر موجب می‏شود تا حجم بیشتری گرما از خورشید جذب و به آب موجود در استخر منتقل شود؛ و میزان غلظت نمک موجود در آب دریا از 5/3 درصد اولیه (حالت طبیعی) به بیش از 20 درصد افزایش می‏یابد (بدون اینکه هیچ‏گونه برق یا هر انرژی دیگری غیر از انرژی رایگان خورشیدی برای تبخیر آب شور استفاده شود). در مرحله بعد، این آب به سمت محوطه ی ویژه‏ای که حاوی آب تصفیه نشده دریا است. هدایت و از آنجا  به سمت واحد نمک‏زدایی منتقل می‏شود. 

آنچه که آسپارو و زوشی طراحی کرده‏اند، یک نوع مدار الکتریکی طبیعی است که در آن، به جای اینکه جریان الکتریکی به وسیله الکترون‏ها حمل شود، از اتم‏های بارداری به نام یون برای جابه جایی جرین الکتریکی استفاده شده است که در نتیجه فعل و انفعالات شیمیایی بین آب‏هایی با درجه غلظت متفاوت نمک به وجود آمده‏اند. 

در توضیح این پدیده، می‏توان گفت که نمک از دو یون تشکیل شده است: یکی یون دارای بار مثبت بنام «سدیم» و دیگری یون دارای بار منفی یعنی «کلرید».

این دو یون، در دو جهت مخالف هم در مدار حرکت می‏کنند؛ و در زمان مخلوط شدن چهار جریان آب وارد شده از چهار استخر مختلف (که دارای درجات متفاوتی از غلظت نمک هستند)، به اوج فعالیت و فعل و انفعال شیمیایی خود می‏رسند. 

دستگاه تصفیه آب

این چهار جریان در محلی به نام «پل‏های یونی» که از جنس پلی آستیون است، با هم تلاقی می‏کنند. پلی آستیون دارای خاصیت جداسازی یون‏های مثبت و منفی است؛ در این صورت که فقط یکی از دو یون سدیم یا کلرید می‏تواند از آن عبور کند در این زمان، یک واکنش کاملاً طبیعی دیگر نیز بین جریان‏های مختلف آب ورودی به این محوطه روی می‏دهد و آن، انتقال نمک از آب‏های پرنمک‏تر به سمت آب‏های کم نمک‏تر است.  

 

این واکنش طبیعی، به واسطه تفکیک شدن یون‏های سدیم و کلرید در منطقه پل‏های یونی تقویت شده و در نهایت، آب شیرین و بدون نمکی در بخشی از مدار به دست می‏آید که می‏توان آن را به سمت بخش بسته‏بندی یا لوله‏های مخصوص انتقال یا تصفیه آب (بخش میکروب‏زدایی) هدایت کرد.  

 

به عبارت روشن‏تر، آسپارو و زوشی توانسته‏اند با کمک گرفتن (و به عبارت بهتر الهام گرفتن) از طبیعت، سیستمی را طراحی کنند که در آن، پس از افزودن بر غلظت نمک موجود در بخشی از آب شور ورودی سیستم، آن را در مجاورت آب‏های شوری با غلظت پایین‏تر قرار می‏دهند و از خاصیت انتقال طبیعی نمک از آب‏های شورتر به سمت آب‏های کم‏نمک‏تر، به بهترین نحو بهره می‏گیرند و این کار را با صرف کمترین انرژی الکتریکی انجام می‏دهند. 

نکته جالب‏تر اینکه آسپارو و زوشی طرح جامعی  را در دست بررسی دارند که براساس آن، می‏توان این سیستم تصفیه آب شور را در دو مقیاس صنعتی و خانگی مورد استفاده قرار داد. 

آنچه که در بالا ذکر شد، وصف سیستم صنعتی تصفیه طبیعی آب‏شور بود. در سیستم خانگی تمامی مراحل کار در یک دستگاه به اندازه یک یخچال متوسط انجام می‏شود و تنها بخشی از کار که نیازمند مصرف انرژی است، همان پمپاژ آب به درون سیستم است؛ چرا که بقیه  کارها را خود طبیعت یعنی آب دریا و خورشید انجام می‏دهند.

+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 18:34  توسط ن.ایران نژاد  | 

مواد هوشمند

 

مواد هوشمند

مواد هوشمند اصطلاحاًً به موادی گفته می شود که می توانند با درک محیط و شرایط اطراف خود نسبت به آن واکنش مناسب نشان دهند. امروزه کاربرد این مواد و بویژه فلزات و کامپوزیت های هوشمند در بسیاری از حوزه های صنعت گسترش یافته است.

ازجمله کاربردهای جدید این مواد استفاده از فلزی به نام نیتینول که ترکیبی از تیتانیوم و نیکل، در ساخت قاب عینک ها است باعث بروز ویژگی های متفاوتی در آنها شده است. این نوع عینک ها پس از خم شدن دوباره به شکل اولیه خود باز می گردند. هواپیماهای هوشمند، خانه های هوشمند، بافتهای حافظه دار، میکروماشین ها، سازه های خودآرا و نانوساختارهای متغیر کلماتی هستند که از سال 1992 و با تجاری شدن اولین مواد هوشمند وارد فرهنگ لغات شده اند و پیش بینی می شود این مواد بتوانند بسیاری از نیازهای فناوری در قرن 21 را برآورده کنند.

سابقه تاریخی مواد هوشمند به 300 سال قبل از میلاد و دوران کیمیاگری بازمی گردد. اگرچه در آن زمان توانایی تولید طلا وجود نداشت، اما فعالیت هایی برای تغییر رنگ و خصوصیات فلزهای مختلف انجام می شد که می توان بعضی از مواد مورد استفاده آنها برای ایجاد چنین تغییراتی را از مواد هوشمند به شمار آورد. عبارت مواد هوشمند اکثر اوقات بدون تعریف دقیقی از آنچه مورد نظر محققان است و همچنین بدون در نظر گرفتن کاربرد این مواد به کار گرفته می شود از سوی دیگر ارائه تعریف دقیق از آنچه به عنوان مواد هوشمند معرفی می شود، اغلب با مشکلات بسیار زیادی همراه خواهد بود. اگر چه از این عبارت به صورت گسترده درخصوص بسیاری از مواد که از ویژگی های متفاوتی در مقایسه با نسل گذشته مواد برخوردار هستند، استفاده می شود اما موافقت کلی در ارائه تعریف دقیقی از این واژه وجود ندارد. مواد هوشمند موادی هستند که موقعیت ها را به خاطر می سپارند و با محرک های مشخص می توانند به آن موقعیت بازگردند. به عبارت دیگر می توان گفت مواد و سازه های هوشمند، اشیایی هستند که شرایط محیطی را حس می کنند و با پردازش اطلاعات به دست آمده نسبت به محیط واکنش نشان می دهند. در تعریف اول وقتی از مواد صحبت می کنیم مجموعه ای از عناصر، آلیاژ ها و ترکیب ها در ذهن تداعی می شود که توسط ساختار مولکولی منحصر به فرد خود قابل شناسایی و اندازه گیری هستند. اما در تعریف دوم مواد به صورت مجموعه ای از فعالیت ها در نظر گرفته می شوند، یعنی با مجموعه ای از مواد و سیستم های مرتبط با آنها مواجه هستیم که قابلیت شناسایی و اندازه گیری در آنها کمتر خود را نشان می دهد.

در مواد هوشمند این مواد، همزمان با تاثیر محرک بیرونی شاهد پاسخ دهی به آن هستیم. در اکثر موارد این مواد از توانایی پاسخ به بیش از یک شرایط محیطی برخوردار هستند و پاسخ آنها قابل پیش بینی است.

انواع مواد هوشمند

با توجه به تعاریف ارائه شده برای مواد هوشمند می توان آنها را به 2 گروه تقسیم کرد:

گروه اول این مواد را اصطلاحاً مواد هوشمند نوع اول یا مواد کرومیک می نامند، این مواد یکی از جالب ترین انواع مواد هوشمندی موادی با قابلیت تغییر رنگ هستند. این دسته از مواد در پاسخ به محرک های محیط خارجی در ویژگی ها و خصوصیات شیمیایی، الکتریکی، مغناطیسی، مکانیکی و یا حرارتی دچار تغییر رنگ می شوند، این تغییر رنگ ناشی از تغییر خصوصیات نوری این مواد مانند ضریب جذب، قابلیت بازتاب و یا شکست نور است که در نتیجه تغییر در ساختار این مواد ایجاد می شوند.

انواع گروه اول

مواد فتوکرومیک: در برابر جذب انرژی تابشی در ساختار شیمیایی این مواد تغییر ایجاد می شود و از ساختاری با یک میزان جذب مشخص به ساختاری متفاوت با میزان جذب متفاوتی تبدیل می شود.

مولکول های این مواد در حال غیرفعال بی رنگ هستند و هنگامی که در معرض فوتون های با طول موج خاص قرار می گیرند. برانگیخته شده و شرایط بازتاب آنها تغییر می کند. با از بین رفتن منبع نور ماوراء بنفش این مولکول ها به حالت اولیه خود باز می گردند. کاربرد اصلی مواد فتوکرومیک در عینک ها و ساخت شیشه پنجره برخی از ساختمان ها است.

مواد ترومیک: این مواد در نتیجه جذب گرما با تغییرات شیمیایی با تغییر فاز مواجه می شوند. تغییرات ایجاد شده برگشت ناپذیر است و با از بین رفتن عامل ایجاد کننده تغییرات دمایی این مواد به حالت اولیه باز می گردند. دماسنج های نواری که با قرار گرفتن بر روی بدن تغییر رنگ می دهند بر همین اساس کار می کنند.

مواد مکانوکرومیک و کموکرومیک: تغییرات فشار یا تغییر شکل از خصوصیات بازتابی متفاوتی برخوردار خواهند بود. در برخی از محصولاتی که از این مواد ساخته شده اند با تغییر فشار، نوشته های مخفی شده در سطح به نمایش در خواهند آمد. کاغذهای تورنسل که در محیط های اسیدی و بازی رنگهای متفاوتی دارند نمونه ای از محصولاتی هستند که براساس ویژگی مواد کموکرومیک ساخته شده اند و در برابر تغییرات PH محیط واکنش نشان می دهند.

مواد الکتروکرومیک: این گروه از مواد هوشمند، موادی هستند که در نتیجه قرار گرفتن در یک جریان یا اختلاف پتانسیل الکتریکی رنگ آنها به صورت بازگشت پذیر تغییر می کند.

پنجره هایی که به وسیله عبور جریان الکتریسیته تیره و روشن می شوند از کاربردهای این نوع مواد هستند به طور کلی مواد هوشمند ترکیبی از مواد مختلف هستند که در تعامل با یکدیگر عمل می کنند و از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار خواهند بود.

گروه دوم مواد هوشمند را گروهی از مواد تشکیل می دهند که دارای قابلیت تبدیل انرژی از سطحی به سطح دیگر هستند.

همه اجسام و محیط های پیرامون آنها دارای سطح مشخصی از انرژی هستند. هنگامی که سطح انرژی ماده و محیط اطراف آن یکسان است می گوییم ماده در تعادل با محیط است یعنی در این حالت تغییر انرژی وجود نخواهد داشت. اما اگر ماده در سطح انرژی متفاوتی نسبت به سطح انرژی به وجود خواهد آمد در مواد هوشمند و غیرهوشمند سطح انرژی همواره باید ثابت باشد؛ با وارد کردن انرژی به مواد سطح انرژی در آنها افزایش می یابد که معمولاً این انرژی افزوده شده به صورت افزایش انرژی درونی جسم خود را آشکار می کند. اما از ویژگی های مواد هوشمند این است که این انرژی را به صورت های مختلفی که از کارآیی و عملکرد بیشتری برخوردار است تبدیل می کنند. 
+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 17:42  توسط ف.فرخیان  | 

کمک های اولیه

كمک هاي اوليه

با وجود احتياطهاي لازم ممكن است در موقع كار در آزمايشگاه دست يا قسمتي از پوست بدن در اثر تماس با مواد شيميايي سوخته و يا صدمه ببينند. در اين صورت از دستورات زير استفاده كنيد.

سوختگي حاصل از اسيدها:

بلافاصله قسمت آسيب ديده را با آب زياد بشوييد و سپس با محلول سديم بي‌كربنات رقيق (5%) شستشو داده و بعد محل سوختگي را با كمي پارافين يا پماد mgo در گليسرين، چرب كنيد.

سوختگي حاصل از قلياها:

شستشو با مقدار زيادي آب و بعد شستشو با محلول (5%) آمونيم كلريد يا محلول اشباع شده بوريك اسيد و يا محلول (2%) اسيد استيك و مجددا شستشو با آب.

سوختگي با فسفر:

محل سوختگي را بايد با محلول (1%) سولفات مس و يا محلول (1%) نيترات نقره شستشو داد.

سوختگي با برم:

با مقدار زيادي آب بشوييد و سپس با گلسيرين چرب كرده و اگر ناراحتي ادامه داشت پس از مدت كمي گلسيرين را با آب گرم از روي قسمت آسيب ديده پاك نموده و از پماد مخصوص سوختگي استفاده كنيد.

سوختگي بر اثر شعله يا تماس با جسم داغ و يا الكتريسيته:

اگر سوختگي از نوع اول (پوست سرخ و كمي متورم شده) باشد، پماد ضد سوختگي به كار ميبريم. اگر از نوع دوم (توليد تاول در اثر سوختگي) يا نوع سوم (آسيب ديدگي قسمتهاي عمقي پوست) باشد محل آسيب ديده را فورا با محلول 1% سديم بي‌كربنات شستشو داده و از پماد سوختگي استفاده ميكنيم.

بريدگي:

بريدگيهايي كه در آزمايشگاه اتفاق مي افتد بيشتر در نتيجه شكستن ناگهاني ظروف شيشه اي و تماس شي شكسته با دست ميباشد. اگر بريدگي خفيف باشد، بهتر است بگذاريم براي چند ثانيه مقداري خون از بريدگي خارج شود و پس از اطمينان از اينكه ذرات شيشه در زخم نمانده از پودر پنيسيلين استفاده ميكنيم و آنرا با يك باند يا گاز تميز ميبنديم. اگر بريدگي شديدتر باشد پس از ضد عفوني كردن محل آسيب ديده به يكي از طرق فوق باند تميز روي آن قرار داده و با تنسوپلاست روي بريدگي را ميبنديم.

آتش سوزي مواد شيميايي:

بايد به سرعت مواد منفجره و ساير مواد سوختني نظير الكل و اتر را از مجاورت آتش دور نموده و سويچهاي چراغ گاز و دستگاههاي الكتريكي را قطع نمود. براي خاموش كردن آتش بهتر است از سيلندرهاي Solidcarbon Dioxide استفاده كرد.

مخلوط شن و سديم بيكربنات نيز براي خاموش كردن آتش مفيد است.

مسموميت با گازها:

دستورات مقدماتي و عمومي

استنشاق گازهاي سمي در آزمايشگاه باعث تحريك بيني و گلو و يا سرفه و سردرد ميشود و اين گونه مواد در آزمايشگاه زياد است. گاهي آثار مسموميت با بعضي گازها پس از چند ساعت آشكار ميشود، در اينگونه بايد قواعد كلي زير را رعايت كرد.

الف) مسموم را به هواي آزاد انتقال داده و دكمه هاي لباس را در ناحيه سينه و گردن باز كنيد.

ب) غرغره كردن محلول سديم بيكربنات رقيق، بوييدن تنطور اكاليپتوس و نعناع و آشاميدن چاي يا شير و يا جوشانده دارچين با آب، از كمكهاي اوليه موثر ميباشد.

دستورات اختصاصي براي مسموميت با گازها

الف) گاز آمونياك

استنشاق بخار استيك اسيد رقيق و بعد مانند دستور سوختگي با قلياها عمل شود.

ب) گازهاي برم، كلر، فلوريدريك و كلريدريك

استنشاق بخار محلول رقيق آمونياك و بعد شستشو با آب و محلول 1% سديم بيكربنات

ج) بخارهاي اسيد نيتريك و اكسيدهاي ازت

استنشاق بخار محلول رقيق آمونياك

د) گاز هيدروژن سولفايد

شستشوي بيني و چشم با آب  

 

ورود مواد به چشم 

ورود مواد قليايي به چشم

به وسيله چشم شوي حاوي آب، چشم را بشوييد و در صورت احساس ناراحتي چند مرتبه و هر مرتبه 2 قطره روغن كرچك يا پارافين در چشم بريزيد. در صورت لزوم ميتوان با محلول 1% بوريك اسيد چشم را بشوييد.

ورود مواد اسيدي به چشم

 در مورد اسيدها پس از شستشوي چشم با آب، چشم را با محلول 1% سديم بيكربنات بشوييد.

مسموميت در اثر ورود مواد سمي به دهان

الف) اسيدها و بازها فقط داخل دهان شده باشند

به سرعت ماده را بيرون ريخته و با مقدار زيادي آب، دهان را ميشوييم و بعد در مورد اسيدها از آب آهك و در مورد بازها از آب ليمو و يا استيك اسيد 5% براي شستن دهان استفاده ميشود.

ب) مواد سمي فرو برده شده

1- اسيدها

آشاميدن مقدار زيادي آب و پس از آن خوراندن آب آهك و يا مخلوط MgO با آب يا شير، به هيچ وجه از داروهاي تهوع آور يا محلول بيكربنات سديم استفاده نشود.

2- بازها

آشاميدن مقدار زيادي آب و سپس سركه و يا آب ليمو و يا آب نارنج، به هيچ وجه از داروهاي تهوع آور استفاده نشود.

3- نمكهاي آرسنيك يا جيوه

خوردن يك داروي تهوع آور و بعد شير يا سفيده تخم مرغ در آب سرد و روغن كرچك

4- HF

به مريض مقدار زيادي شير بدهيد چون كلسيم موجود در شير بهترين درمان است. استفاده از آب آهك نيز مفيد است.

+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 16:53  توسط ف.فرخیان  |